بیا ببین
من خودم دیدم پیرمردی را
در کوچه تنهایش لی لی بازی می کرد دختری که کفش هایش انگار بزرگ بودند پسری را که بی صدا ترانه گوش می کرد اتوبوسی بی تاب ایستگاه مسافری بی خواب اتوبوس من خودم دیدم باغچه ای در انتظار بهار کبوتری در قفس،چشم به راه پنجه ی مرگ اتوبوس هم چنان در پی ایستگاه می رفت و چه
سریع می رفت و مسافر با بار آرزو هم چنان بی خواب
علیرضامیرزایی تولد 21کاش در کنارت بودم تا دنیا رو ......
| Design By : Night Skin |

